::: مقاله |
|
نوگرائی در اثار شهریار مندنی پور |
هلن اولیایی نیا:
در فضای داستان های مندنی پور، در مقابل تصاویر حیوانات که گاه با مضمون بدی و عنصر اهریمنی در وجود انسان پیوند میخورد، تصاویر سرو و بهار نارنجهای باغهای شیراز و دانههای پردار افرا و درختان سپیدار با مضمونی بسیار لطیف و نافذ در آثار مندنی پور گره میخورد و آن مضمون عشق است.
خاطرات، احادیث نفس و جریان سیال ذهن این شخصیتها دغدغهها و وسواس های جنونآمیز ذهنی آنان را برای خواننده افشا میکنند. در این کندو کاو در خود آگاهی شخصیتها، نویسنده آنان را گاه به لحظاتی از روشنگری و خودشناسی میکشاند. تا قبل از آن بسیاری از این شخصیتها در انزوا و تنهایی خود ذره ذره تحلیل میروند و میپوسند. آن ها گاه از رازهایی رنج میبرند که خود نیز نمیخواهند بدان پی برند زیرا این سبب می شود تا مستقیم به چهره خود در آینه وجود بنگرند. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-20 |
|
دکتر خانلری: موجی که نیاسود |
جواد اسحاقیان:
شاید بزرگ ترین خدمت فرهنگی استاد، تأسیس و مدیریت مجله ی وزین سخن بوده است. این ماهنامه ی فرهنگی، علمی، ادبی و اجتماعی ـ که نخستین شماره ی آن در خرداد ماه 1322 در تهران انتشار یافت ـ تا آخرین شماره های آن تا مقطع انقلاب ، جمعا ً به بیست و شش دوره می رسد. ایشان در طی این مدت از همه ی نفوذ سیاسی و فرهنگی خود برای ارتقای کیفی این ماهنامه سود جستند و با بسیج زبده ترین دانشمندان، استادان، ادیبان، پژوهندگان، مترجمان، نویسندگان و سرایندگان، موفق به بنیان گذاری مجله ای شدند که نفوذ و آوازه ی آن از مرزهای ملی فراتر رفت ... بسیاری از سرایندگان، نویسندگان، مترجمان و منتقدان از همین خطه برآمده و در آن بالیده اند که نویسندگانی چون صادق هدایت، جلال آل احمد، بهرام صادقی و جمال میرصادقی از این جمله اند. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-20 |
|
به همين سادگى |
عباس صحرایی : سوپى برايش روبراه کرده بودم، مىخواستم تا گرم است بخورد، شايد کمى آرام شود. پاورچين که در ِاتاق را بازکردم، بوى تند " ويکس "، و بوى سنگين خواب، راه افتاد توى راهرو. چشم که باز مىکرد دکمه کمپيوتر را فشار مى داد. مى گفت: تا کاملن گرم! شود و راه بى افتد، غلت هاى آخر را، با کش وقوس هاى فراوان و پيچ و تاب هاى توام با صدا، انجام مى دهم تا هم عضلات کرخت شده ام خودشان را پيدا کنند، هم چشمانم مانده خواب را بيرون بريزند. قبل از ترک رختخواب و رفتن براى شستن دست و رو، ئى ميل هاي ش را باز مىکرد، و گاه درجا جواب مى داد. سالها بود که دريک اتاق نمى خوابيديم. گاه کنارهم دراز مى کشيديم، از هر درى صحبت مى کرديم، و از آرزوهائى که ديگر زمان وقوع شان گذشته بود. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-20 |
|
فیلم های عامه پسند سینمای ایران از دیدگاه مطالعات فرهنگی ( 2 ) |
دکتر نعمت الله فاضلی :
«محور اصلي ملودرام، خطر شر است. شخصيت هاي خوب بايد دستخوش خطر تبهکار قرار گيرند و اين خطر بايد تقريباً مرتفع نشدني باشد. وانگهي، فرار يا شکست نهايي بايد تا دقايق آخر نمايش واقع نشود و غالباً پيش از شکست نهايي تبهکار، اوضاع و احوال بايد مطلقاً نااميد کننده به نظر رسد» ... «ملودرام مالا خوشبينانه است. شرارت همواره حتي اگر تا سه دقيقة پاياني نيز پيروز به نظر رسد، محکوم به شکست است. وانگهي ارزش ها و اخلاقيات معهود معمولاً در ملودرام حمايت و تأييد مي شود. خوبي به معنايي که منظور ماست هميشه پيروز است» |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-19 |
|
علوی ، بزرگ ِ داستان نویسی ایران |
سید رضا سجادی نژاد:
«روز پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۵۸ به کانون نویسندگان رفتم… از من خواستند که ریاست جلسه را به عهده بگیرم. بغض گلویم را گرفت و اشکم سرازیر شد و نتوانستم حرفی بزنم. معذرت خواستم. میان احمد شاملو و سیاوش کسرایی نشسته بودم. آنها را بوسیدم و بعد از پایان کار، سیاوش کسرایی از من خواست چند کلمهای صحبت کنم. چیزی نداشتم بگویم:»
|
|
ادامه مطالب ...
2008-08-19 |
|
شهریاری ِ جشن ِ شهریورگان، شادمان باد!
|
احمد پناهنده : آن روزهای ِ جوان سالارم که دل در کشتزار و جان در باغ و گلزار داشتم و بلوغ شدن برنج را در برنج زاران، از جوی ِ باردار در خزانه، تا دانه های سوار بر خوشه ها ی ِ برنج، همواره تماشاگر بودم و با دست های ِ خود، برگ ِ نرم ِ لطیف ِ توت را با ساطور خرد می کردم و در دهان ِ کِرمک های ابریشم می گذاشتم تا به کِرم شدن بالغ گردند و آنگاه با بلعیدن ِ برگ ِ توت، بزرگ و درازتر شوند تا به خواب بروند و پیله ای به دور خود بتنند، سی سال گذشته است.
اما هنوز شادمانی ِ برزگران را با خانواده، پس از تلاش ِ برداشت ِ محصول، در آینه ی ِ نگاهم حس می کنم و جمع کردن پیله ها از جای جای ِ لای ِ شاخه های ِ خشکیده را در بند بند انگشتانم در خاطر دارم که خیال ِ پرواز، در شهریورگان به سرم زده است تا با مهربان یاران ِ ایام ِ عشق سالار ِ جوانیم باشم و شریک گردم در شادمانی آنان، به درازای سی سال. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-19 |
|
فیلم های عامه پسند سینمای ایران از دیدگاه مطالعات فرهنگی ( 1) |
دکتر نعمت الله فاضلی:
« فيلمفارسي» ، بخشي از هنر عامه پسند جامعه سرمايه داري در حال تکوين دهه هاي پيش از انقلاب است که در ضمن از ويژگي هاي جوامع در حال توسعه نيز متأثر است، يعني تقليد از نمونه غربي و عقب افتادگي تکنيکي . سينمايي که شايد در نظر گرفتن عنوان «سينماي حداقلي» براي آن مناسب باشد
|
|
ادامه مطالب ...
2008-08-18 |
|
مصاحبه با وودی آلن، به مناسبت سورپرایزی به نام ویکی کریستینا بارسلونا |
احمد مستوفی:
تفاوتی بین کسی که فیلم را می سازد و کسی که آن را می بیند وجود دارد، برداشت از اثر. چیزی که ممکن است به چشم من خسته کننده و آرام و خیلی بد به نظر بیاید برای مردم به دلایل توجیه ناپذیری دلپسند باشد. گاهی من اینجا می نشینم و فکر می کنم که این اثر خیره کننده است و خیلی بامزه است و این صحنه ها عالی هستند و سپس آن را نشان تماشاگران می دهم و آنها چنین برداشتی از این اثر نمی کنند و آنها کاملا با من مخالفند. من کاملا به مخاطب حق می دهم و موافقم که او درست می گوید. البته گاهی بیننده ها راجع به یک فیلم بد قضاوت می کنند که البته این قضیه به ندرت پیش می آید. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-17 |
|
چه کسی فيلم شاملو را ساخت؟ |
پرویز جاهد :
انتشار فیلمنامه فیلمهای مستند نه تنها در ایران بلکه در غرب نیز امر رایجی نیست. کمتر ناشری حاضر است فیلمنامه یک فیلم مستند، هرچند از نظر سینمایی برجسته را منتشر کند.
چرا که سینمای مستند مخاطبان خاص و محدودی دارد و سرمایهگذاری در این زمینه سود چندانی برای ناشران ندارد.
در چنین شرایطی انتشار فیلمنامه فیلم مستند «احمد شاملو، شاعر بزرگ آزادی» به وسیله انتشارات شرکت کتاب در لوسآنجلس، اقدامی شایسته و درخور توجه است. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-17 |
|
من درونی من |
آزاده سپهری : من درونی من
با من سر جنگ دارد
و راحتم نمی گذارد.
آنگاه که می خواهم بی تفاوت باشم
برآشفته میشود
و آنگاه که می خواهم سکوت کنم
به صدا درمیاید.
من درونی من
مرا دگرگونه میخواهد. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-17 |
|
من هوائی تازه می خواهم |
آریانه یاوری : آری فریاد سینه هایم کرکسها را کوچ میدهد
و گزمه های مست سودازده آخرین قربانیان
را شلاق میزنند
و امیری با دستهای بریده کلاغهای صحبگاهی
را پرواز میداد
و مست وغزلخوان از غنودن خویش
با شنلی ملیله دوزی
|
|
ادامه مطالب ...
2008-08-17 |
|
معرفی نامه |
احمد پناهنده : 25 بهار از من گذشته بود که از شهر دوست داشتنی ام برای فردای بهتر به آلمان آمدم
اما تا چشمم را باز کردم 37 ساله شده بودم
و با کوله باری از رنج، دربدری، بی خانمانی، بر باد دادن جوانی، تحقیر و . . . دوباره به نقطه ی آغاز رسیدم
گرد پیری و حرمان و دوری از وطن مرا در خود گرفته و شکسته بود
با تنی خسته و دلی از درد، به عشق وطنم وارد دانشگاه شدم
در 48 سالگی به اخذ پایان نامه ی دکترای شیمی از دانشگاه کلن نایل شدم
دوسال به عنوان دستیار پروفسور در دانشگاه کلن تدریس و خدمت کردم
و هم اکنون معلم هستم و در کنارش خاطرات تلخ و شیرین خودم را می نویسم
مسایل سیاسی روز را تحلیل می کنم و در قامت مقاله انتشار می دهم |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-17 |
|
ارتباط نقاشی و ادبیات |
اسحاق نجم الدین : رنه شار در سال 1955 نوشت: هنر تصویری تآثیر مهمی بر نویسنده ها گذاشت. او از نقش ها برای بیان ادبی اش الهام جسته و معتقد است که ادبیات معاصر نیز بی تآثیر از نقاشی معاصر نبوده است. در همین رابطه آلبرت کامو نیز در یکی از مقاله هایش نوشته است که هنر نقاشی سرشار از حقیقت ادبی است و بسیاری دیگر از نویسنده ها معتقد بودند که برای رسیدن به حقیقت،نقاشی نقش بسزایی ایفا کرده است. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-17 |
|
روشنفکر و رمانتیک انقلاب در تبعید |
علیشاد لربچه : واژه آنارشیسم حتی دریونان باستان درمیان هرودت،هومر،ارسطو و افلاتون رایج بود.باکونین خودرا درسیاست ودرزندگی، یک دون کیشوت مبارزبیشترنمی دانست. او درسال 1814 درروسیه بدنیاآمدو درسال 1876 درسوئیس درسن 62 سالگی درتبعیددرگذشت.پدرش یکی از 5000 زمیندارمرفه روسیه تزاری بود.برای باکونین انقلاب، وحدت ویکی شدن فردباخلق بود.اومیخواست که هرگونه فرم حاکمیت: دولت،کلیسا،قانون، و مالکیت راکناربزند.وی ازنظر ادبیات انسانی،اجتماعی ورمانتیک زیرتاثیرآثار گوته،ژان پاول،هافمن، |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-16 |
|
مرثیه ی برای زمین |
ثریا حریری : در آنجا صدای غلطیدن آب را بر روی سنگها که در سکوت یک آهنگ دلنشینی
راا یجاد میکند آمیخته با بوی عطرروحپرور گلهای وحشی ومنظره سرسبز وخرم
دشتهای دست نخورده مرا از خود بیخود میسازد ؛ دچار یکنوع شادی درونی
میشوم ودر دل آرزو میکنم ایکاش نقاش چیره دستی بودم تا میتوانستم اینهمه
زیبایی را نقش میکردم ویا قدرتی داشتم تا اینهمه شکوه وزیبایی طبیعت را در
میان چنبریک ترانه یا یک شعر پنهان میساختم تا از دستبرد دزدان که به زودی
باینجاهم خواهند آمد ؛ پنهان میساختم ودر این حال بیخودی یک آهنگ ناشناخته
مرا به دنیای خارج مرتبط میسازد یک حا لتی از شور وشعف و نشاط درمیان
اینهمه جنگها وهیاهو وجنجالها. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-16 |
|
نقدی بر کتاب "زبان، منزلت و قدرت" اثر ویلیام بی من ( قسمت پایانی) |
مهدیه رضوی ـ ترکان عینی زاده:
اساس پارتی بازی بر رابطه ای صمیمی، نزدیک و برابر استوار است که بر اساس آن افراد برابر ، تعهداتی را در قبال یکدیگر می پذیرند تا تمام سعی خود را جهت ارتقاء طرف مقابل انجام دهند. . |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-16 |
|
مهندسی زبان و ترجمه ی « هستی و زمان» ( بخش دوم )
|
محمد رضا نیکفر : هایدگر در کارهای خویش، از جمله در «هستی و زمان» موقعیتهایی را پدیدارشناسانه توصیف کرده که ما هم میتوانیم در توصیف آنها اختیار را به حکمت زبانی خودمان بدهیم.
شاید در این حال به واژههایی برسیم که با واژههای هایدگری به لحاظ لغاتنامهای مترادف نباشند، اما به پدیداری همسان با پدیدهی پدیدارشونده بر فیلسوف برمیگردند و اصل این است. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-16 |
|
بت من |
امیر طهماسبی : حالا من یک عروسک دارم، و یک دنیا خاطره، که گاهی یک عطر زنانه می تواند مرا از زمین بلند کند، ببرد تا آن بالا ها که هم هوایش خنک تر است و هم تمیزتر، و تو نمی دانی که کی می روی بالا و کی برمی گردی پایین، قشنگ است نه؟ یهو ذهنت پر می شود با یاد عزیزترین چیزی داشتی و از دستش دادی و خوشبختانه بلاهتت هم آنقدر زیاد است که نفهمی چرا. یک عکس، یک حرف، یک لحن صدا، یک شوخی، هر چیزی در هر لحظه از زندگی می تواند ترا ببرد. اینطوری زندگی هم قشنگ می شود هم قابل تحمل. می توانی روزها زندگی کنی به امید اینکه یک اتفاق خیلی خیلی کوچک تو را دوباره به دنیایی ببرد که دوستش داری. دنیا طور دیگری می شود، عطشت به زندگی زیاد می شود، |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-15 |
|
زندگی مامانی اینترنتی! |
نادره افشاری : خب... حالا چه را صرف کنم؟ آهان... فعل «خواستن» را؟ من تو را میخواهم، تو مرا میخواهی، ولی تو بعضی وقتها مرا بیشتر میخواهی، یعنی وقتی بیشتر میخواهی که من آن طور باشم که تو میخواهی و من خیلی وقتها نمیخواهم آنطور باشم که تو میخواهی، برای همین هم بدون این که بخواهم با تو دعوا میکنم و تو بدون این که واقعا بخواهی، قهر میکنی و میروی، ولی پس از چند روز دوباره دلت برای من تنگ میشود، چون مرا میخواهی، و نمیخواهی و اصلا نمیتوانی بدون من زندگی کنی که میدانی زندگی بدون من برای تو زندگی دلچسبی نیست، |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-15 |
|
محرکات و احساسات در شعر فروغ فرخزاد |
بیژن باران : مقدمه. نقد هنری برقرار کردن رابطه بین اصول داوری و بصیرت مستتر در یک اثر هنری است. درگذشته شامل تاریخچه، مبدا، متن، ترکیب اثر می شد. اکنون نقد با روند آفرینش و ادراک در خالق / مخاطب هنری عجین است. پس نقد هنری، از روانشناسی و جامعه شناسی نیز بهره می برد؛ با آغازی در زیبایی شناسی روانکاوانه فروید. در قرن 21م از عصب شناسی و ژنتیک هم کمک گرفته تا در راستای نظریه های علمی تر و جهانشمولتر قرار گیرد. در نقد روانشناسانه، اثر هنری/ ادبی مانند یک رویا نقد می شود. در آن، بقول ویتگن اشتاین Wittgenstein ، معنی کاربردی کلی الگوهای زبانی ورای متن واشکافی می شوند؛ چون شاعر بصورت جویده جویده، رمزی، نمادی، تداعی گری با متن ارتباط دارد. نقاد متن را کلیدی انگاشته تا ذهن شاعر را با آن باز کرده، کلیت آنرا مساحی و تشریح کند. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-15 |
مهندسی زبان و ترجمه ی « هستی و زمان» بخش اول |
محمد رضا نیکفر : زبان فلسفی آلمانی را آثاری چون «سنجش خرد ناب» آن کردهاند، که هست. زبان آلمانی ساخته و پرداخته شده است، صنعتگرانه، با کاری پرزحمت. خود هایدگر یک صنعتگر زبانی است.
به نظر من در هنگام ترجمهی هایدگر، وجه جادویی، یعنی ادبی، توصیفی و پدیدارشناختی زبان او مسالهی اصلی نیست.
کافی است در همین زبانِ موجودِ فارسی ورزیده باشی، تا مشکل را حل کنی. مسالهی اصلی از زاویهی زبانآوری اما نه هایدگر به مثابه شاعر، بلکه همچون مهندس است. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-14 |
|
عارف قزوینی که بود ؟ ( قسمت اول) |
مهدی معتمد :
پدر عارف که می خواست عارف روضه خوان شود، او را برای تحصیل علوم دینی در حوزه های آن زمان به تحصیل گماشت.بهمین خاطر عارف در دوران نوجوانی در دو مدرسه " التفاقیه" و "شیخ الاسلام" به تحصیل پرداخت و مقدمات،صرف و نحو،جامی و سیوطی را آموخت.استاد او در آموختن جامی و سیوطی "میرزا حسین قزوینی" معروف به خیاط بود که انسانی فاضل و دانشمند و از آزادی خواهان قزوین بود.در این دوران ، عارف با کلیات سعدی انس و الفت زیادی پیدا کرده و خود نیز اشعاری میسرود که بیشتر رنگ و بویی مذهبی و عشقی داشت که همگی از بین رفته و از آن ایام جز چند نمونه باقی نمانده است.تحصیل در این مدرسه موافق ذوق عارف نبوده و به اجبار پدرش بود،به همین سبب بعد از فوت پدرشت تحصیلات را نیمه کاره رها کرده و از مدرسه خارج گردید.
|
|
ادامه مطالب ...
2008-08-14 |
|
درسهای مشروطه برای روشنفکران امروز |
روشنگری از بالا موجب شده که ما به سبک آتاترکی یا رضا شاهی، به دنبال ایجاد یک تجدد آمرانه و ایجاد یک دولت مقتدر و مرکزی باشیم. و روشنگری از پایین، طبیعتاً ایجاد احزاب سیاسی و پایان دادن به یک نوع خودکامگی سیاسی بود. |
|
ادامه مطالب ...
2008-08-14 |
::: شعر |
|
غزلی از رضا مقصدی |
اين خرمن ِ من است که در آتشت نشست
چشم ِ تو تا به کِی به تماشای خرمن ست
|
|
ادامه مطالب ...
2008-08-18 |